| جوکهای اقوام و ملل |
|
|
|
| نوشته شده توسط پلنگ صورتی | |||
| جمعه, 23 اسفند 1387 09:14 | |||
|
جوکهای روسی وقتی آمریکائی ها اولین فضانورد خود را به فضا فرستادند متوجه شدند که خودکار در جاذبه صفر کار نمی کند. ناسا با اختصاص دادن یک تیم 35 نفره از بهترین محققین و صرف بودجه دو میلیارد و ششصد میلیون دلار در هفت سال موفق شد خودکاری بسازد که:
روسها از مداد استفاده کردند!
*****************************************
یه روسه با زنش میره خونه یه عربه. عربه درو باز می کنه به روسه میگه "اهلن و سهلن". روسه میگه: به من چرا می گی؟ به خانم بگو که هم "اهلن" و هم "سهلن".
================================================
جوکهای انگلیسی
یک خانمی با بچه اش سوار اتوبوس میشه. راننده اتوبوس میگه: این زشت ترین بچه ایه که تو عمرم دیدم. خانومه عصبانی میشه به آقائی که کنارش بوده میگه: شنیدین حرف راننده چقدر توهین آمیز بود؟ آقاهه میگه: بله حق با شماست. حتما باید برید باهاش صحبت کنید و بهش تذکر بدید. من میمونتونو براتون نگه می دارم.
****************************************
دکتر ایرلندی به مریضش میگه: یک خبر بد دارم و یک خبر بدتر. مریض میگه: چه خبر بدی؟ دکتر میگه: شما 24 ساعت از عمرتون باقی مونده. مریض میگه: مگه بدتر از این هم خبری میشه؟ دکتر میگه: من از دیروز تا حالا دارم سعی می کنم به شما اینو اطلاع بدم!
===========================================
جوکهای آلمانی
فرمانده پادگان متوجه شد که یکی از سربازاش مدام حتی روی زمین رو هم می گرده و هر کاغذی پیدا می کنه می خونه و میگه: "این نیست" فرمانده از یک روانپزشک خواست سرباز رو معاینه کنه. روانپزشک کتبا نوشت که سرباز تعادل روانی نداره و باید ارتش رو ترک کنه. سرباز کاغذ رو برداشت و خوند و لبخند زد و گفت: "اینه"!
==========================================================
جوکهای آمریکائی
دو تا شکارچی اهل نیوجرسی میرن جنگل شکار. یکیشون یهو می افته و رنگش سفید میشه و به نظر میاد نفس نمی کشه. دومی موبایلشو در میاره زنگ میزنه به اورژانس میگه: دوستم مرد. چکار کنم ؟ اورژانس میگه: خودتونو کنترل کنید. من کمکتون می کنم. اول مطمئن بشید که مرده. چند ثانیه سکوت میشه و بعدش صدای یک تیر میاد. شکارچی میگه: خوب حالا بعدش چکار کنم؟ =============================================== یک گاوچرون تگزاسی میره تو بار. (محل خوراک و نوشیدن آمریکایی ها) به بارمن (مهمان پذیر رستوران) میگه: آبجو لطفا. بارمن یک لیتر میذاره جلوش. میگه ده سنت میشه. ( چند صد برابر ارزونتر از قیمت! تقریبا صد تومن) گاوچرون ضمن نوشیدن فکر میکنه. میگه: استیک هم دارین؟ (گوشت سرخ کرده) بارمن میگه بله. تی بون T-Bone . (بهترین نوع) گاوچرون میگه: چند؟ میگه: ده سنت! وقتی نوش جان کرد گیر میده (احتمالا یکی از اجدادش اصفهانی بوده. دمش گرم!) میپرسه: آقا؟ صاحب این بار کجاست؟ بارمن میگه: طبقه بالا پیش زن من. گاوچرون میگه: پیش زن شما چکار میکنه؟ بارمن میگه: همون کاری که من با بیزنسش (تجارتش) دارم می کنم.
|
|||
| آخرین به روز رسانی در شنبه, 19 ارديبهشت 1388 21:18 |




نظرات
لره میگه بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم. آبادانیه چراغ میگیره و لره با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین.
آبادانیه میگه : ولک حال کردی کا؟ ایطوری چراغ میگیرنا!
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:
حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید:
خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛
اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:
من میتونم بیام طرفای تو؟
آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:
نه، الآن یه کم سرم شلوغه!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
:evil: :woohoo:
khali bahal bood
تو آخرشی.
:woohoo:
به علامت اعتراض به رژیم اشغالگر قدس روی تشک حاضر نشد!
فید RSS برای نظرات این مطلب