|
بیا که وال استریت تو را می خواند... |
|
|
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
جمعه, 15 مرداد 1389 12:31 |
|
خوب دوستان سلام . خدا را شکر بازار مثبت است و حال شما سهامداران کیفور ، وگرنه ما رو از همین ستون طنز آویزان می کردید .
ابتدای امر قصد داشتیم از برخی مسائل درمورد اقتصاد و سازمان و این جور حرف ها بنویسیم که دیدیم رد شد این دوستان نما بورسی حسابی جوش آوردند . بندگان خدا حق دارند . نیست یه بار روزنامه این بچه ها رو بستن و از نون خوردن افتادن از ریسمان سیاه و سفید ما هم می ترسن!
خلاصه این که داشتیم چرخی در دنیای مجازی و سایت ها می زدیم که ناگهان تلفن ما زنگ زد . مثل همیشه پریدیم روی تلفن که شاید آن کسی که دوست داریم باشد اما نبود ... یکی ازدوستان بود که هیجان زده خبری را نقل و قول می کرد ... پشت تلفن چند بار تاکید کرد فلانی تو رو خدا به کسی نگی ها! شما هم که ما بورسی ها رو می شناسید !دهن ما قرص قرصه دیگه همه جنس هم و خوب می دونیم به چند سوت نرسیده اینجا مشغول نوشتن برای شما شدم تا موضوعی به این جالبی را برای شما نیز بازگو کنم حال آن فرد چه کسی بود و خبر از کجا آمده بود و غیره بماند ...
چند وقت پیش بود که شما هم شایعه نامه اوباما به ایران را شنیدید . که ابتدا یک روزنامه امریکایی و بعد سایر رسانه ها کار کردند . اصل ماجرا چیز دیگری بوده که ایران مجبور شد این نامه را تکذیب کند . اصلاً نامه از سوی اوباما نوشته نشده بود ...
بله نامه ای که نوشته شده بود از امریکا رسیده بود اما نه برای رئیس جمهور ایران و از طرف اوباما بلکه از مدیر بورس وال استریت برای جناب دکتر ...
(نخند ... مگه ما با هم شوخی داریم . خوب نامه نوشته دیگه )
از یه سری کانال هایی ( البته نه این کانال های فارسی وان و ویکتوریا و اسکار و تاتیانا و البته سالوادور !نه ... ) از یک سری کانال های معتبر و مناسب ، متن نامه به دست ما رسید.
قبل ازاین که نامه رو با متنش بنویسم یه داستان کوچیک هست که بهتره بدونید . مثل این که رفته وزارت خارجه بعد دیدن از امریکا است و مهر دولتی خورده . نامه رو باز کردن دیدن آدرس و خطاب نامه به ریئس جمهور نیست . هر چی می گردن می بینن ای داد کسی به اسم دکتر نداریم اونم تو خیابون حافظ . خلاصه فکر می کنن نامه سر کاریه تا این که یکی از بچه های اونجا خدا رو شکر سهام مپنا داشته و تا اسم دکتر میاد نامه رو از سطل آشغال در میاره میرسونه به دست صاحبش!
متن نامه بدین شرح است :
از : رئیس بورس اینجا
به : رئیس بورس اونجا
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و همچنین با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما
دکتر سلام
( دکتر جان حال کردی اولش ، اینا رو نوشتم تا بچه های وزارتخونه ، گیر ندن به متنش )
ای نامه که میروی به سویش از جانب من ببوس رویش
ای دکتر ، ای مرد شاخص و اسطوره ها ، ای که بورس تو مدت هاست بر بام دنیا ایستاده و از این بام پایئن نمی آید . ای متین با اون عینک خوشگل ، ای توکه عنان شاخص ها در اختیار توست ، ای که شرکت ها با یاد تو نفس می کشند ، ای نفس ...
مدت ها بود که دل هوای دیدار شما را داشت. اما چه کنیم که سیاست ، دست و بال ما را بسته و مانع از دیدار شما می شود . خبر ماندن شما در بام بورس های دنیا را شنیدم و خیلی خوشحال شدم . می خواستم بگویم خیلی مراقب باشید . زمانی ما هم هر روز روی این بام قدم می زدیم اما با مغز خوردیم زمین و امروز جایمان را به شما دادیم .
غرض از مزاحمت این بود که شما را دعوت کنیم تا سری به اینجا و این کلبه محقر و درویشی بزنید تا از راهکار های شما نهایت استفاده را ببریم .به هر حال در بازار ما رونق اگر نیست کباب هست !!
در دورانی که پدر همه ی بورس ها و شاخص ها در می آمد وزیر چرخ بحران جهانی له می شدند ، شاخص شما گویی انرژی مضاعف گرفته و صعود کرد . این دولت بدبخت ما هم هی شما را تحریم می کرد باز شاخص شما رشد داشت . این نتیجه چه می تواند باشد جز مدیریت قوی شما . خوشا به حال سهامداران شما که چنین مدیر مدبری دارند .
دوستی که از کشور شما برمی گشت برای ما گفت که شما در این گیرو دار بحران ها شاخص را طوری فیتیله پیچ کردید که به جای این که نزولی شود دائم صعود می کرد و گویا اصلاً دست خودش هم نیست و اگر دلش هم بخواهد نزول کند نمی تواند .
ای به قربان شما بروم . بیا و برادری در حق ما کن این فرمول را به ما هم بده تا جلوی مردم خومان شرمنده نباشیم . البته ناگفته نماند ما هم می خواستیم چنین کاری کنیم و اندکی شاخص های خود را دست کاری کنیم تا کنتور آن همیشه مثبت بیاندازد اما مگر می شود دراین مملکت دست به نوآوری زد ! تا کاری می کنیم این مطبوعات و رسانه ها یه چیزمان را که خیلی بد است دراین نامه ذکر شود سرمان می کشند ... این جا اسماً امریکا و یک کشور آزاد است . ما حتی آزاد نیستیم شاخص خود را تغییر دهیم . خوشا به حال شما که این کار را کردید و شاخص را یک شبه تغییر دادید و گویا کسی هم چیزی نگفت ...
دکتر جان عاجزانه تقاضا می کنم . بیا ... بیا که وال استریت تو را می خواند . بیا که داووجونز تو را فریاد می زند . بیا که نزدک و اس اند پی در فراق شما خمیده شده اند . بیا و هر چه سریعتر ما را از این غم هجران نجات بده .
درآخر شعری برای شما سروده ام که امیدوارم مقبول باشد و شما را یک گام دیگر به ما نزدیک تر کند .
بورس* باید یک شبی مهموني كنه پيش تو نزدک و قربوني كنه آخه چشماي قشنگت ميتونه كه بگيره داوجونز و صعودی کنه بزار اين خورشيد صورت شما
وال استریت ما رو آفتابي كنه چشماي روشنتون دوباره باز بورس تاريكمو مهتابي كنه
* بورس در مصرع اول کنایه از وال استریت بوده است.
بیا و خانواده بزرگ ما را از نگرانی نجات بده
به امید دیدار شما
رئیس بورس اینجا ...
|
|
آخرین به روز رسانی در پنجشنبه, 19 آبان 1390 18:19 |